شنبه 29 تیرماه 92
عزیزم ما هفته پیش تصمیم گرفتیم خونمون و کاغذ دیواری بکنیم که از روز چهارشنبه کار شروع شد و تا جمعه شب ادامه داشت عزیزم. با اینکه خونه خیلی بهم ریخته شده بود من و بابائی همه ی سعیمون و کردیم تا زود به حالت اول برگرده تا تو اذیت نشی عزیزکم. خدائیش تو هم خیلی همکاری کردی و زیاد شیطونی نکردی البته زیاد شیطونی نکردی خونمون خیلی خوشگل شد عزیزم واقعاً تغییر کرد و خیلی تمیز شد. تو هم هی دست می کشیدی رو دیوارا و می گفتی "گن" یعنی "گل". عزیزم خیلی حرف زدنت بهتر شده و تقریباً همه چیو می گی و یا حداقل سعی می کنی منظورت و برسونی. کارتهای آموزشی تو خیلی دوست داری و دست منو میگیری می بری میگه "کانت" و وقتی میگم کارت میخوای با اون زبون شیرینت ...
نویسنده :
شهره
11:17






